خوش آمديد!

به سايت دبيرستان شاهد امام خميني - ره خوش آمديد

 

فهرست اصلي :
جستجو :
موضوعات :
نمونه سوالات امتحانی :

المپیادها :

سوالات کنکور :

 رشته ریاضی

رشته انسانی

رشته تجربی

مسابقات آزمایشگاهی :

 آزمایشگاه فیزیک

 آزمایشگاه زیست

 آزمایشگاه شیمی

رایانه

موبایل :

 نرم افزار

 بازی

 آموزش

لینک های گرافيکي :
New Page 1

دانلود جديدترين نرم افزار هاي موبايل

مجموعه نرم افزارهاي مديريت مدرسه

نرم افزار نمونه سوالات مربوط به دبيرستان شاهد مام خميني - ره

سوالات طبقه بندي شده کنکور

مجموعه اي از انيميشن هاي زيستي

آمار وب سايت :
 

اضطراب امتحان

 بر خلاف تصور همگان، اضطراب هميشه مخرب نيست . ميزان اندكي از اضطراب، تا آن اندازه كه درانجام كارهاي متفاوت اختلال ايجاد نكند نه تنها مضر نيست ، بلكه بسيارهم مفيد واقع مي شود وحتي به رشد و تكامل شخصيت و بهترانجام شدن كارها كمك فراواني مي كند. شايد رمز موفقيت و اكتشافات و اختراعات بشري نيز، احساس نيازي بوده كه در نتيجه همين اضطراب هاي معقول و اندك به وجود آمده است. ما انسان ها به نوعي درگيراضطراب حاصل از موارد گوناگون زندگي هستيم  كه البته تا حدي طبيعي است . آيا شما مي توانيد كسي را پيدا كنيد كه از هيچ چيز نترسد و اضطراب را در وجود خويش تجربه نكرده باشد؟

منظور از اين اضطرابِ اندك همان دلواپسي است كه همگي ما براي انجام هر چه بهتر و سريعتر كارها با مطلوبترين روش و كيفيت در وجود خود احساس مي كنيم. چنين دلهره اي عاملي براي حركت، تلاش و پيشرفت و تكامل است. اگر براي انجام كارهايمان اضطراب اندكي احساس نكنيم درست مثل مجسمه اي بي تفاوت، نسبت به تمام امور بي انگيزه رفتار خواهيم كرد. دربُعد تحصيلي ، دانش آموزي كه انگيزه اي براي موفقيت در تحصيل و پيشرفت علمي در خود احساس نكند ، موفقيت و عدم موفقيت در امتحان را امري علي السويه تلقي كرده و علاقه اي به درس و مطالعه نشان نمي دهد . اما اگر از عدم موفقيت احساس اضطراب داشته باشد ، سطح عملكرد و در نهايت موفقيت تحصيلي او افزايش خواهد يافت.علاوه بر ايجاد انگيزه، اضطراب اندك و متعادل، عاملي است تا كارها هر چه سريعتر و با دقت بالاتر انجام شوند. كودكي كه پس از بازگشت از مدرسه به سرعت تكاليف خود را انجام مي دهد، از انجام نشدن به موقع آنها، احساس اضطراب مي كند. فايده سوم اضطراب متعادل و اندك( پس از دقت، سرعت و ايجاد انگيزه) ايجاد نظم در كارها است. كودكي كه به موقع خود را به مدرسه مي رساند و يا در انجام تمرين ها و تكاليف وسواس به خرج مي دهد و از امتحانات احساس اضطراب مي كند ، از ابتدا نظم و انضباط را در كارهاي خود حكمفرما مي داند. اين نوع اضطراب در روابط بزرگسالان نيز به چشم مي خورد. خانم خانه داري كه از رسيدن مهمان ناخوانده اندكي احساس اضطراب كند هميشه منزل خود را مرتب و با پاكيزگي  خاصي، آماده نگاه مي دارد.

اگر چه اضطراب متعادل به يادگيري و سرعت آن كمك فراواني مي كند ؛ اما اگر از حد خود خارج شود، به عنوان عاملي براي ايجاد اختلال در فراگيري، مزاحمت ايجاد مي كند. به عبارت بسيار ساده، اضطرابِ اندك كمك فراواني به امر يادگيري نموده، راندمان كار را بالا مي برد. اما اگر فرد بيش از حد لزوم مضطرب شود، قدرت يادگيري را از دست مي دهد و هرچقدر بخواهد و براي يادگيري تلاش كند، از آن هيچ نمي فهمد. اكثر كودكان هنگام امتحان دچار اضطراب مي شوند تا آن حد كه هر چه آموخته اند به فراموشي مي سپارند. دراثرچنين اضطراب هايي فشار خون و ضربان قلب فرد بالا مي رود و سبب بروز واكنش هايي حتي در جسم مي شود. برخي دچار حالت تهوع مي شوند و برخي ديگر( كه البته بيشتر در سنين ابتدايي ديده مي شود) در اثر شل شدن ماهيچه ها و عضلات دچار دفع غيرارادي ادرار و يا حتي مدفوع مي شوند.

اما علت اين واكنش هاي شديد و اضطراب ها، به هنگام آزمون هاي ارزشيابي تحصيلي چيست؟ و چگونه مي توان اين حالت تشديد شده را به ميزان متعادل و منطقي درآورد تا به جاي اثرات تخريبي، از پيامدهاي سودمند آن بهره جوئيم به طوري  كه به صورت انگيزه وعاملي براي پيشرفت كودك باشد و آموخته هاي اورا، عمل  چقدر  بر باد ندهد؟

توجه به نكات زير ، پاسخي است به اين سئوالات :

 1- در حد توان كودك از او انتظار داشته باشيم:

 اشتباه اكثر والدين اين است كه گمان مي كنند فرزند آنها بايد از زمره كودكاني باشند كه عملكرد تحصيلي آنها در سطح عاليه قرار دارد. اين كمال طلبي سبب مي شود والدين درهرمورد انتظاربهترين عملكرد را از كودكان خود داشته باشند. درحالي كه تفاوت هاي فردي بين انسان ها عملاً واهي بودن اين توقعات را به ما نشان مي دهد. انسان ها تفاوت هاي فردي و توانائي ها و استعدادهاي متفاوتي دارند و همين خصايص است كه آنها را در علايق، خواسته ها، آرزوها و توانمندي هاي ذهني و جسمي از يكديگر مجزا مي كند. غير معقول است اگر از تمام كودكان انتظار داشته باشيم به گونه اي همسان با يكديگر كارايي داشته باشند. افراد نه تنها با يكديگر بلكه در توانائي هاي خود نيز متفاوت اند. و به زعم روان شناسان ، انسان ها با همديگر تفاوت هاي فردي دارند و استعدادهاي مختلف آنها هم متفاوت است. به عنوان مثال ممكن است فرزند شما در درس رياضي كه از جمله دروس فهميدني است ضعيف و در دروس حفظي مثل فارسي، تعليمات اجتماعي و... قدرت فراواني از خود نشان دهد. بهتر است از كودك به اندازه درك و توان خاص او انتظار داشته باشيم و از اِعمال فشار مفرط بپرهيزيم. توقعات بيش از حد توان و اِعمال فشار براي بهتر بودن سبب مي شود آنجا كه بحث ارزشيابي به ميان مي آيد و او مجبور مي شود توانائي هاي خود را نشان دهد، دچار وحشت و اضطراب شديدي شده، در صورت عدم موفقيت، كارش به يأس و افسردگي بكشد. اِعمال زور و تهديد نه تنها كمكي به بهتر شدن و موفقيت بيشتر نمي كند بلكه با ايجاد اضطراب از شكست و ناكامي، عملكرد كلي و توانائي هاي بالقوه كودك را نيز از بين مي برد!

 2- دوست داشتن كودك نبايد مشروط به درس خواندن او باشد:

نيازهرانسان چه كوچك، چه بزرگ، دوست داشتن ديگران و متقابلاً مورد محبت قرار گرفتن است. عشق و محبت به كودك بايد بدون شرط باشد و تحت هيچ شرايطي از او دريغ نشود. محبت لازمه رشد رواني كودك است ونبايد تابع آموخته هاي ذهني او شود. اگر كودك نمره اي را در درسي كه مورد نظر شماست به دست نياورد ، نبايد احساس كند از علاقه شما نسبت به او كاسته شده است  اگر فرزند شما با نمره كمي به منزل آمد مخرب ترين برخورد آن است كه مثلاً بگوييد: ديگر دوستت ندارم اين هم شد نمره. من بچه تنبل را دوست ندارم! و...

اگر پيامد نمره پايين براي كودك، احساس بي مهري باشد ، از نظرعاطفي دچار ناكامي و حقارت شده و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد. آيا بهتر نيست شخصيت كودك را وارد ماجرا نكرده و با عباراتي مثل تنبل و كودن و... وجودش را زير توهين و تحقير لگد كوب نكنيم؟

3- سعي كنيم به جاي اعمال فشار بر كودك ، به او در دروسي كه ضعف نشان مي دهد كمك كنيم:

مسلماً همراه شدن با كودك و كمك به او در درس ها، اين امكان را فراهم مي آورد تا كودك نيز با دلگرمي بيشتري بر تنگناهاي تحصيلي خود فايق آيد و رابطه بهتر و دوستانه تري را با والدين خوداحساس كند. اگر با كودك همراه شويم ، در او انگيزه درس خواندن را ايجاد كرده و به مشكلات ظاهراً غير قابل مهم او پاسخ داده ايم به اين ترتيب او مي فهمد آنچه كه در نظرش سخت جلوه مي كرده، با مساعدت و ياري اولياء حل شدني و قابل درك است. پس نه تنها در تحصيل، درامورغير از آن نيز مي توان به ياري اين صميمي ترين دوستان، اميدوار بود. اما در اين بين بد نيست به دو نكته كه بسيار مهم هستند اشاره كنيم . اول اين كه بايد با روش هاي تدريس امروزي آشنا باشيم. زيرا شيوه هاي تدريس، روز به روز درحال پيشرفت و بهبود هستند تا آنجا كه روش هاي آموزشي و ارزشيابي، از زمان تحصيل ما والدين تا به امروز به كلي دگرگون شده است. پس ابتدا بايد به روش تدريس كنوني مسلط شد ، در غير اينصورت تفاوت در روش تدريس در داخل و خارج از منزل، سبب بروز گيجي و اخلال در نظام فكري كودك مي شود . دوم اين كه اگر بتوانيم آموزش ها را به صورت بازي ارائه دهيم، بهره فراوان تري به دست مي آوريم.

 4- مسائل حسي و هوشي كودك را در نظر داشته باشيم:

گاهي دليل افت تحصيلي كودك نقصاني است كه در اعضاي حسي او وجود دارد مانند اختلال در شنوايي . دانش آموزي كه صحبت هاي معلم را آن طور كه بايد نمي شنود ، چطور بياموزد و جوابگو باشد؟ يا اگر اختلالي در بينايي كودك ايجاد شد( مثلاً نياز به عينك و عدم توجه والدين به اين كمبود حسي) و كودك نتوانست تخته سياه را ببيند، چطورانتظار داشته باشيم درس را بياموزد و توقعات والدين و معلمين را برآورده سازد؟ پس توجه به مشكلات حسي كودكان براي آموختن درس و جلوگيري از ناراحتي هاي روحي آنان، به خصوص در اضطراب امتحان ضروري است.

 5- ميزان آمادگي و تسلط كودك بر مواد امتحاني:

 هر چه كودك در درسي كه بايد در آن ، مورد ارزشيابي قرار گيرد تسلط بيشتري داشته باشد ، با اضطراب كمتري مواجه مي شود. يكي از عوامل مؤثر در ميزان يادگيري كودك، استفاده ي مناسب ، صحيح و اصولي از وسايل كمك آموزشي است . هدف اين گونه وسايل آن است كه با استفاده از بازي و به صورت تفريحي، مفاهيم بنيادي را در ذهن كودكان آن چنان حك كند كه هيچ گاه فراموش نشده و براي آموزش هاي بعدي و مطالب مهم تر در آنها انگيزه و علاقه ايجاد كند.

6- مشكلات عاطفي كودكان:

گاه اضطراب مفرط كودكان كه به امتحان و زمان ارزشيابي تحصيلي نيز تعميم پيدا مي كند ، ناشي از محيط نامساعد خانوادگي، دعواها و مشاجرات پياپي بين اعضاي خانواده و فاميل است. احساس عدم امنيت حاصل از مشاجرات والدين ( كه حتي گاه ، پدر و مادر طلاق را نيز مطرح مي كنند) عامل مهمي براي اضطراب و عدم تمركز حواس در كودكان به حساب مي آيد. كودك هنگام حضور در محيط آموزشي مدام نگران است كه آيا هنگام مراجعت به منزل ، مادر خود را خواهد ديد يا خير. با چنين مشغوليات ذهني، امكان فراگيري مطالب به حداقل كاهش مي يابد. حال موردي را در نظر بگيريم كه در اثر همين منازعات و مشاجرات، مواد درسي درگذشته نيزآن طور كه بايد آموخته نشده اند و كودك تسلط و آشنايي كافي را در ذهن و عمل خود احساس نمي كند. در اين صورت فكر مي كنيد اضطراب كودك چند برابر شود؟

به جز منازعات و مشاجرات ، گرفتاري هاي خانوادگي( مثل چك برگشت خورده پدر) نيز سبب بروز شرايط ناامن و اضطراب آوري مي شود كه بيش از هر كس ديگر براي كودك و احساس امنيت او خطرناك و مضّر است.

7- مقايسه كودكان با همديگر:

اگر توانمندي هاي كودك را ناديده گرفته و كارهاي بچه هاي ديگر را به او گوشزد كنيم، نه تنها هيچ كمكي به بهبود عملكرد او نكرده ايم. بلكه احساس حقارت، خود كم بيني و تنفر و رقابت غيرمنطقي را درفرزندمان نسبت به كودك مورد نظر پديد آورده ايم. اين مقايسه ها عاملي است تا كودك احساس كند توانائي هاي او براي والدين اهميتي ندارد و اگر بخواهد مورد مهر و محبت و تشويق و حمايت آنها واقع شود بايد ديگر توانائي هاي خود را كنار گذاشته و فقط درتحصيل سرآمد باشد و نمرات عالي دريافت كند. ترس از عدم موفقيت در والدين و تحقير آنها و از همه بدتر مقايسه او با ديگران و مورد بي مهري قرار گرفتن ، عاملي است تا كودك به شدت از امتحان واهمه داشته باشد. وحتي اگر كاملاً بر مواد امتحاني مسلط باشد نتواند در اثر اضطراب ، آموخته هاي خود را بروز دهد.

چند توصيه:

 -  حتي الامكان سعي كنيم با كودك رابطه اي دوستانه برقرار كنيم و دوست داشتن و محبت به او را با درس خواندن و موفقيت تحصيلي او مرتبط نكنيم.

 - تفاوت هاي فردي و حتي بين فردي را در فرزندمان مد نظر قرار دهيم و به شدت از مقايسه توانائي ها و ميزان عملكرد او با ديگران بپرهيزيم.

 - هنگام امتحانات، محيطي امن و آرام و به دور از كشاكش ها و منازعات خانوادگي، براي فرزندان فراهم كنيم تا كودك نيز با آرامش خيال به فراگيري دروس خود بپردازد.

 - از تمام امكانات خود براي ايجاد انگيزه در فرزندانمان استفاده كنيم. زيرا انگيزه عاملي است كه ميزان كارايي افراد را براي انجام هر كاري به چند برابر افزايش مي دهد و به ياد داشته باشيد كه ترس، اضطراب و افسردگي برانگيزه براي پيشرفت تحصيلي تأثير منفي دارند.

 - عوامل بيروني ( شرايط زيستي ) و عوامل دروني ( انگيزه ها و علايق) كودك را در نظر بگيريم و هيچ گاه به زور و اِعمال فشار متوسل نشويم.

 - قبل از رسيدن زمان امتحانات، به كودك كمك كنيم تا تمام درس ها را مرور كرده و به درستي درك كرده باشد. زيرا يادگيري تمام كتاب در طول يك شب يا چند روزغيرممكن بوده و به جز گيجي و سرگرداني ، سود ديگري نخواهد داشت.

 - آموزگاران به اين نكته آگاهي داشته باشند  كه رفتار صحيح واصولي آنها مي تواند تا حد زيادي از بروزاضطراب امتحان در دانش آموزان بكاهد. تفهيم درست دروس به كودكان و دادن سؤالات بجا و مناسب هنگام ارزشيابي ، از عوامل مهم كاهش اين نوع اضطراب به شمار مي آيند. به عنوان مثال يكي از اصول اوليه سنجش در آموزش ( به طوركلي و نه فقط براي كودكان) آن است كه سئوالات اوليه از سطح دشواري پائيني برخوردار باشند و به تدريج به ميزان سختي سؤالات افزوده شود. اگر آزمايش شونده يا دانش آموزي كه به هر حال هنگام آزمون مضطرب است و دست كم احساس دلهره مي كند وارد جلسه امتحاني شده و با ديدن اولين سئوال ( اگر خيلي مشكل باشد) با موقعيتي دشوار حاكي از احساس ناتواني روبرو شود ، خواه ناخواه تمام دانسته ها و آموخته هاي خود را به فراموشي خواهد سپرد و درپاسخگويي به باقي سئوالات حتي آنها كه  جزو سئوالات آسان به حساب مي آيند، احساس ناتواني كرده و به اصطلاح آنچه را هم مي دانسته از ياد مي برد. اما اگر سئوالات اول ، آسان باشد و دانش آموز به راحتي پاسخ دهد ، با اعتماد به نفس و آمادگي بيشتر به باقي پرسش ها جواب خواهد داد.

 - اگرما توانايي لازم براي كمك درسي به فرزندانمان را درخود احساس نمي كنيم و تصور مي كنيم. كه دانش ، لازمه را براي كمك به مشكلات تحصيلي ( حتي رواني و رفتاري) كودكانمان نداريم، از كمك افراد متخصص بهره مند شويم.

 - هدف از آموزش، درس خواندن و امتحان، تربيت كودكان موفق و آماده سازي آنها براي ساختن فردايي روشن وسالم است. با اِعمال فشار بيش از حد، و انتظارات و توقعات فراتر از سطح توانايي كودك، امكان موفقيت را از فرزندانمان نگيريم.

منبع: سايت تبيان

 

کليه حقوق اين سايت براي دبيرستان شاهد امام خميني - ره اراک محفوظ ميباشد.     طراح : سيد رضا نبوي